فرهنگ آریان‌پور

تحلیل

#۵۴٬۵۹۹

معنی‌های انگلیسی
۱

analysis

تحلیل، کاوش، جداگرى، فرگشایى، تجزیه، استقراء، شیى تجزیه شده، کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده، (ریاضى) مشتق و تابع اولیه، آنالیز

۲

lysis

سقوط و زوال تدریجى مرض (مانند تب)، فروکش، زوال و فساد سلول و غیره، تحلیل، کافتن

۳

erosion

فرسایش، سایش، فساد تدریجى، تحلیل، سائیدگى

۴

corrosion

خوردگى (عمل شیمیایى)، تحلیل، فساد تدریجى، زنگ زدگى

۵

absorbency

خاصیت درکشى یا درآشامى، جذب، فروبرى، تحلیل، قابلیت جذب، قدرت جذب

۶

resolution

تفکیک پذیرى، دقت، تصمیم، رفع، تحلیل، تجزیه، حل، نتیجه، ثبات قدم، عزم، قصد، نیت، تصویب

۷

analyzation

(analysis =) ـ تحلیل، کاوش، جداگرى، فرگشایى، تجزیه، استقراء، شیى تجزیه شده، کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده، (ریاضى) مشتق و تابع اولیه، آنالیز