فرهنگ آریان‌پور

تحکم‌ کردن (2)

#۵۴٬۵۹۱

معنی‌های انگلیسی
۱

boss

رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى