فرهنگ آریانپور
تحکم کردن
#۵۴٬۵۹۰
domineer
سلطه جویى کردن، تحکم کردن، مستبدانه حکومت کردن
snap
بشکن، گسیختن، قاپیدن، گاز ناگهانى سگ، قزن قفلى، گیره فنرى، لقمه، یک گاز، مهر زنى، قالب زنى، چفت، قفل کیف و غیره، عجله، شتابزدگى، ناگهانى، بى مقدمه، گاز گرفتن، چسبیدن به، قاپ زدن، سخن نیش دار گفتن، عوعو کردن
demand
تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن
dictate
دیکته کردن، با صداى بلند خواندن، امر کردن