فرهنگ آریانپور
تحقیق کردن
#۵۴٬۵۷۲
indagate
تحقیق کردن، تجسس کردن، رسیدگى کردن، بررسى کردن
assay
سنجش، آزمایش، امتحان، عیارگرى، طعم و مزه چشى، مزمزه، کوشش، سعى، سنجیدن، عیار گرفتن، محک زدن، کوشش کردن، چشیدن، بازجویى کردن، تحقیق کردن
verify
بازبینى کردن، تحقیق کردن، رسیدگى کردن، صحت و سقم امرى را معلوم کردن، ممیزى کردن
inquire
(enquire =) ـ پرسش کردن، جویا شدن، باز جویى کردن، رسیدگى کردن، تحقیق کردن، امتحان کردن، استنطاق کردن
question
سوال، پرسش، استفهام، مسئله، موضوع، پرسیدن، تحقیق کردن، تردید کردن در
interrogate
بازپرسى کردن، استنطاق کردن، تحقیق کردن، باز جویى کردن
investigate
رسیدگى کردن، بازجویى کردن، جستار کردن، رسیدگى کردن (به)، وارسى کردن، بازجویى کردن (در)، تحقیق کردن، استفسار کردن، اطلاعات مقدماتى به دست آوردن