فرهنگ آریان‌پور

تحقیق

#۵۴٬۵۶۳

معنی‌های انگلیسی
۱

inquiry

تحقیق، خبر گیرى، پرسش، بازجویى، رسیدگى، سئوال، استعلام، جستار، پرس و جو، استفسار

۲

indagation

تحقیق، تجسس

۳

scholarship

تحقیق، دانش، کمک هزینه دانشجویى، فضل و کمال

۴

ascertainment

تحقیق، اثبات

۵

investigation

تحقیق، رسیدگى، بازجویى

۶

probe

کاوش کردن، تفحص کردن، کاوشگر، جستجو، کاوش، تحقیق، نیشتر، رسیدگى، اکتشاف جدید، غور و بررسى کردن

۷

quest

جستجو، تلاش، جویش، طلب، بازجویى، تحقیق، جستجو کردن

۸

rummage

جستجو، تحقیق، کاوش، بازرس کشتى، اغتشاش، آشفتگى، خاکروبه، کاویدن، زیر و رو کردن، به هم زدن، خوب گشتن

۹

research

پژوهش، تحقیق، تتبع، جستجو، تجسس، کاوش، پژوهیدن، پژوهش کردن

۱۰

scrutiny

مداقه، بررسى دقیق، موشکافى، بررسى، رسیدگى، تحقیق

۱۱

disquisition

رساله، مقاله، (ک.) تحقیق، جستجو، تفحص

۱۲

verification

رسیدگى، تحقیق، ممیزى، تصدیق، تایید، بازبینى

۱۳

fishing expedition

بازپرسى قانونى، تحقیق، استنطاق

۱۴

study

مطالعه، بررسى، مطالعه کردن، تحصیل، درس، غور و بررسى، موضوع تحصیلى، اتاق مطالعه، تحصیل کردن، درس خواندن، خوانش، بررسى کردن

۱۵

inquest

(حقوق) استنطاق، بازجویى، رسیدگى، جستار