تحقیر کردن
#۵۴٬۵۵۳
score
نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات
abject
پست، فرومایه، سرافکنده، مطرود، روى برتافتن، خوار، پست کردن، کوچک کردن، تحقیر کردن
cheapen
از قیمت کاستن، ارزان شدن، تحقیر کردن، ناچیز شمردن
despise
خوار شمردن، حقیر شمردن، تحقیر کردن، نفرت داشتن
vilipend
پست شمردن، ناچیز شمردن، تحقیر کردن
humiliate
پست کردن، تحقیر کردن، اهانت کردن به
call down
سرزنش کردن، ملامت کردن، تحقیر کردن
mock
ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر
abase
پست کردن، تحقیر نمودن، کم ارزش کردن
flout
دست انداختن، استهزاء کردن، اهانت یا بى احترامى کردن، مسخره، توهین
scorn
تمسخر، تحقیر، بى اعتنایى، حقارت، خوار شمردن، اهانت کردن، استهزاء کردن، خردانگارى، خرد انگاشتن
revile
ناسزا گفتن، فحش دادن ناسزا
contemn
خوار شمردن، حقیر شمردن
affront
آشکارا توهین کردن، رو به رو دشنام دادن، بى حرمتى، هتاکى، مواجهه، رو در رویى
mortify
پست کردن، ریاضت دادن، کشتن، آزردن، رنجاندن
belittle
کسى را کوچک کردن، تحقیر نمودن، کم ارزش کردن