فرهنگ آریان‌پور

تحقیر کردن

#۵۴٬۵۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

score

نشان، حساب، چوب خط، نمره، مارک، نمره امتحان، با چوب خط حساب کردن، علامت گذاردن، حساب کردن، به حساب آوردن، تحقیر کردن، ثبت کردن، (در مسابقه) پوان آوردن، امتیاز، امتیاز گرفتن، حساب امتیازات

۲

abject

پست، فرومایه، سرافکنده، مطرود، روى برتافتن، خوار، پست کردن، کوچک کردن، تحقیر کردن

۳

cheapen

از قیمت کاستن، ارزان شدن، تحقیر کردن، ناچیز شمردن

۴

despise

خوار شمردن، حقیر شمردن، تحقیر کردن، نفرت داشتن

۵

vilipend

پست شمردن، ناچیز شمردن، تحقیر کردن

۶

humiliate

پست کردن، تحقیر کردن، اهانت کردن به

۷

call down

سرزنش کردن، ملامت کردن، تحقیر کردن

۸

mock

ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر

۹

abase

پست کردن، تحقیر نمودن، کم ارزش کردن

۱۰

flout

دست انداختن، استهزاء کردن، اهانت یا بى احترامى کردن، مسخره، توهین

۱۱

scorn

تمسخر، تحقیر، بى اعتنایى، حقارت، خوار شمردن، اهانت کردن، استهزاء کردن، خردانگارى، خرد انگاشتن

۱۲

revile

ناسزا گفتن، فحش دادن ناسزا

۱۳

contemn

خوار شمردن، حقیر شمردن

۱۴

affront

آشکارا توهین کردن، رو به رو دشنام دادن، بى حرمتى، هتاکى، مواجهه، رو در رویى

۱۵

mortify

پست کردن، ریاضت دادن، کشتن، آزردن، رنجاندن

۱۶

belittle

کسى را کوچک کردن، تحقیر نمودن، کم ارزش کردن