واژههای فارسی←تحت استیلافرهنگ آریانپورتحت استیلا#۵۴٬۲۴۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱subordinateتابع، مادون، مرئوس، وابسته، فرعى، پایین تر، تابع قرار دادن، زیردست یا مطیع کردن، فرمانبردارواژههای نزدیک در الفباتحت اختیار در اوردن سهاممشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحت اختیار دراوردن کالامشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحت اختیار دولت فدرال قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحت اختیار گرفتنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحت اراده خود در اوردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتحت ازمایش یا نظر قرار دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر