فرهنگ آریانپور
تجهیزات
#۵۴٬۲۰۸
equipment
تجهیزات، ساز و برگ
rig
بادگل و بادبان آراستن، مجهز کردن، آماده شدن، با خدعه و فریب درست کردن، گول زدن، دکل آرایى، وضع حاضر، سر و وضع، اسباب، لوازم، لباس، جامه، تجهیزات
materiel
قسمت مادى یا مکانیکى هنر، تکنیک، تجهیزات
accouterment
وسایل، اسباب، (علوم نظامى) تجهیزات، لباس، ساز و برگ
store
انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن
fitment
لوازم، وسایل نصب habiliments
supplies
فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن supply
paraphernalia
(حقوق، مدنى) اموال شخصى زن، اثاث البیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه