فرهنگ آریان‌پور

تجهیزات

#۵۴٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

equipment

تجهیزات، ساز و برگ

۲

rig

بادگل و بادبان آراستن، مجهز کردن، آماده شدن، با خدعه و فریب درست کردن، گول زدن، دکل آرایى، وضع حاضر، سر و وضع، اسباب، لوازم، لباس، جامه، تجهیزات

۳

materiel

قسمت مادى یا مکانیکى هنر، تکنیک، تجهیزات

۴

accouterment

وسایل، اسباب، (علوم نظامى) تجهیزات، لباس، ساز و برگ

۵

store

انباره، انبار کردن، ذخیره کردن، انبار، مخزن، ذخیره، اندوخته، موجودى، مغازه، دکان، فروشگاه، اندوختن

۶

fitment

لوازم، وسایل نصب habiliments

۷

supplies

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن supply

۸

paraphernalia

(حقوق، مدنى) اموال شخصى زن، اثاث البیت، اثاث، اسباب، لوازم، متعلقات، ضمائم، لفافه