فرهنگ آریان‌پور

تجهیز کردن

#۵۴٬۲۰۷

معنی‌های انگلیسی
۱

outfit

تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن

۲

plenish

پر کردن، با اثاثه انباشتن، تجهیز کردن

۳

mobilize

بسیج کردن، تجهیز کردن، متحرک کردن

۴

equip

آراستن، سازمند کردن، مجهز کردن، مسلح کردن، (علوم نظامى) سازوبرگ دادن

۵

accouter

آماده ى جنگ کردن، مجهز کردن، ملبس کردن