فرهنگ آریان‌پور

تجهیز

#۵۴٬۲۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

outfit

تجهیز، ساز و برگ، همسفر، گروه، بنه سفر، توشه، لوازم فنى، سازو برگ آماده کردن، تجهیز کردن

۲

accoutrements

تجهیز، آماده

۳

equipment

تجهیزات، ساز و برگ

۴

tooling

ابزار، آلت، شکل دادن، مجهز کردن، افزار، اسباب، آلت دست، داراى ابزار کردن، به صورت ابزار درآوردن tool