فرهنگ آریان‌پور

تجزیه شده

#۵۴٬۰۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

decomposed

تجزیه شده

۲

comminute

خرد کردن، ریز ریز کردن، تجزیه کردن، تجزیه شده، خرد شده، پودر شدن یا کردن