فرهنگ آریان‌پور

تجزیه شدن

#۵۴٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

parse

تجزیه کردن، اجزاء و ترکیبات جمله را معین کردن، جمله را تجزیه کردن، تجزیه شدن

۲

dialyze

تجزیه کردن، تجزیه شدن

۳

hydrolyze

(شیمى) تجزیه شدن، به وسیله آب تجزیه شدن

۴

disintegrate

خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن

۵

decompose

از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن