فرهنگ آریانپور
تجزیه شدن
#۵۴٬۰۷۱
parse
تجزیه کردن، اجزاء و ترکیبات جمله را معین کردن، جمله را تجزیه کردن، تجزیه شدن
dialyze
تجزیه کردن، تجزیه شدن
hydrolyze
(شیمى) تجزیه شدن، به وسیله آب تجزیه شدن
disintegrate
خرد کردن، تجزیه شدن، فرو ریختن، از هم پاشیدن، (مجازى) فاسد شدن، متلاشى شدن یا کردن
decompose
از هم پاشیدن، تجزیه کردن، متلاشى شدن