فرهنگ آریان‌پور

تجربه‌ اموختن

#۵۴٬۰۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

season

فصل، فرصت، هنگام، دوران، چاشنى زدن، ادویه زدن، معتدل کردن، خودادن