فرهنگ آریان‌پور

تجربه - بی -

#۵۴٬۰۲۴

معنی‌های انگلیسی
۱

raw

نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن

۲

naif

(naive =) ـ ساده و بى تکلف، بى ریا، ساده، بى تجربه، خام

۳

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل

۴

naive

(naif =) ـ ساده و بى تکلف، بى ریا، ساده، بى تجربه، خام

۵

gunshy

ترسنده از صداى تفنگ، ترسو، بى تجربه

۶

immature

نا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه

۷

inexpert

بى تجربه، بى تخصص، بى مهارت، فاقد خبرگى

۸

unskilled

(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت

۹

shorthorn

(جانور شناسى) جانور شاخ کوتاه، نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس، آدم بى تجربه

۱۰

inexperienced

ناآزموده، بى تجربه، خام، ناپخته

۱۱

half baked

نیم پخته، (مجازى) ناپخته، ناقص، خل، بى تجربه، خام