فرهنگ آریانپور
تجربه - بی -
#۵۴٬۰۲۴
raw
نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن
naif
(naive =) ـ ساده و بى تکلف، بى ریا، ساده، بى تجربه، خام
green
سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل
naive
(naif =) ـ ساده و بى تکلف، بى ریا، ساده، بى تجربه، خام
gunshy
ترسنده از صداى تفنگ، ترسو، بى تجربه
immature
نا بالغ، نارس، رشد نیافته، نابهنگام، بى تجربه
inexpert
بى تجربه، بى تخصص، بى مهارت، فاقد خبرگى
unskilled
(unskillful =) ـ خام دست، غیر متخصص، بى تجربه، بى مهارت
shorthorn
(جانور شناسى) جانور شاخ کوتاه، نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس، آدم بى تجربه
inexperienced
ناآزموده، بى تجربه، خام، ناپخته
half baked
نیم پخته، (مجازى) ناپخته، ناقص، خل، بى تجربه، خام