فرهنگ آریان‌پور

تجربه - با

#۵۴٬۰۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

old

پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى

۲

practiced

(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن practice

۳

experienced

ورزیده، با تجربه

۴

professional

پیشه اى، حرفه اى، پیشه ور، پیشه دار، رسمى، کسى که رشته اى را پیشه قراردهد