فرهنگ آریانپور
تجربه - با
#۵۴٬۰۲۳
old
پیر، سالخورده، کهن سال، مسن، فرسوده، دیرینه، قدیمى، کهنه کار، پیرانه، کهنه، گذشته، سابقى، باستانى
practiced
(practise =) ـ مشق، ورزش، تمرین، تکرار، ممارست، تمرین کردن، ممارست کردن، (به کارى) پرداختن، برازش، برزیدن practice
experienced
ورزیده، با تجربه
professional
پیشه اى، حرفه اى، پیشه ور، پیشه دار، رسمى، کسى که رشته اى را پیشه قراردهد