فرهنگ آریان‌پور

تجربه

#۵۴٬۰۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

experience

آزمودگى، تجربه، تجربه کردن، تحمل کردن، آروین، ورزیدگى، کارآزمودگى، آزمایش، کشیدن، تمرین دادن

۲

experiment

آزمایش، تجربه، امتحان، عمل، تدبیر، تجربه کردن، آزمایش کردن

۳

professionalism

حرفه یى بودن، صفات و عادات مخصوص اهل حرفه، حرفه یى