فرهنگ آریان‌پور

تجدید نیرو کردن

#۵۴٬۰۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fuel

سوخت، غذا، اغذیه، تقویت، سوخت گیرى کردن، سوخت دادن (به)، تحریک کردن، تجدید نیرو کردن

۲

reinvigorate

باز نیرو بخشیدن، تجدید نیرو کردن، نیروى تازه دادن به