فرهنگ آریان‌پور

تجدید سازمان

#۵۳٬۹۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

reform

بهسازى، بازساخت، بهسازى کردن، ترمیم کردن، اصلاحات، تجدید سازمان reform readjustment

۲

reorganization

سازماندهى مجدد، تشکیلات مجدد، صورت جدید shakeup shakeout