فرهنگ آریان‌پور

تجدید حیات کردن

#۵۳٬۹۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

refocillate

(معنى مجازى) تجدید حیات کردن، به خود آوردن، به هوش آوردن، جان بخشیدن، رمق تازه یافتن