تجاوز کردن
#۵۳٬۹۳۴
exceed
تجاوز کردن، متجاوز بودن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطى کردن از، عقب گذاشتن
impinge
تجاوز کردن، تخطى کردن، حمله کردن، خرد کردن، پرت کردن
trepass
تجاوز کردن، تعدى کردن، پا فرا گذاشتن، تخطى کردن، تخلف، تخطى، تجاوز
violate
تجاوز کردن به، شکستن، نقض کردن، هتک احترام کردن، بى حرمت ساختن، مختل کردن
transgress
تجاوز کردن از، تخلف کردن از، تخطى کردن از، سرپیچى کردن از
supercharge
تجاوز کردن، لبریز شدن، نیروى برق بیش از اندازه رساندن به (ماشین و غیره)، دستگاه تشدید
poach
آب پز کردن (تخم مرغ با پوست)، فرو کردن، دزدکى شکار کردن، برخلاف مقررات شکار صید کردن، تجاوز کردن به، راندن، هل دادن، به هم زدن، لگد زدن، خیساندن، دزدیدن
invade
تاخت و تاز کردن در، هجوم کردن، تهاجم کردن، حمله کردن بر، تجاوز کردن
molest
آزار رساندن، معترض شدن، تجاوز کردن
encroach
دست اندازى کردن، دست درازى کردن، تخطى کردن، تجاوز کردن
overstep
قدم فرا نهادن، تجاوز کردن، از حد خود تجاوز کردن