تپه
#۵۳٬۸۰۹
hill
تپه، پشته، تل، توده، توده کردن، انباشتن
mesa
تپه، قله پهنى که داراى شیب تندى است، رنگ بلوطى
mound
تپه، پشته، برآمدگى، خرپشته، ماهور، با خاک ریز محصور کردن، خاک ریز ساختن
whaleback
تپه، برآمدگى، هر جسمى شبیه پشت بالن
ben
(در) درون، درتوى، قله کوه، تپه، داخلى، باطنى، وابسته به اتاق نشیمن
brae
ساحل، دامنه، سرازیرى تپه، تپه
tump
(در گویش، انگلیس) تپه، توده درختان واقع بر روى تپه، توده، انبوه، انباشته
knurl
گره، برآمدگى، تپه، قبه، دانه، کنگره، آلت کنگره سازى، کنگره دار کردن، خپله
mount
سوار کردن، سوار شدن، نصب کردن کوه، تپه، صعود، ترفیع، مقواى عکس، پایه، قاب عکس، مرکوب (اسب، دوچرخه و غیره) ـ
barrow
زنبه، خاک کش، چرخ دستى، چرخ دوره گردها، پشته، توده، کوه، تپه، ماهور
tumulus
پشته خاک روى قبر، مقبره، تپه
rise
(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز
pulse
تپش، ضربان، نبض، جهند زدن، تپیدن
eminences
(eminency =) ـ عالى رتبه، عالیجناب، (پزشکى) برآمدگى، بزرگى، جاه، مقام، تعالى، بلندى، برجستگى