تپش
#۵۳٬۷۶۶
pulse
تپش، ضربان، نبض، جهند زدن، تپیدن
throb
تپش، زدن، تپیدن، لرزیدن، تپش داشتن، ضربان
impulse
تپش، محرک آنى، بر انگیزش، انگیزه ناگهانى، تکان دادن، بر انگیختن، انگیزه دادن به
fremitus
تپش، لرزه، لرزش
palpitation
تپش، لرزش
beat
(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش
pant
نفس نفس زدن، تند نفس کشیدن، دم کشیدن، ضربان داشتن (قلب و غیره)، ضربان، تپش
pump
تلمبه، تلمبه زنى، صداى تلمبه، تپش، تپ تپ، با تلمبه خالى کردن، با تلمبه باد کردن، تلمبه زدن
ictus
سکته، ضرب، ضربان، تپش، حمله ناگهانى بیهوشى
flurry
سرآسیمگى، تپش، باد ناگهانى، سراسیمه کردن، آشفتن، طوفان ناگهانى، باریدن ناگهانى
tremor
(tremour =) ـ لرزش، تکان، جنبش، تپش، رعشه، لرزه
tremour
(tremor =) ـ لرزش، تکان، جنبش، تپش، رعشه، لرزه
beating
(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش
pulsation
جهندش، ضربان، اهتزاز، تپش، نوسان، ارتعاشات
pitter patter
چک چک باران و غیره، ضربان، تپش، بال بال