فرهنگ آریان‌پور

تبلیغ‌ کردن

#۵۳٬۶۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

plug

توپى، سوراخ گیره، در، سر، قاش، قاچ، دوشاخه کلید اتصال، سربطرى، توپى گذاشتن (در)، بستن، درچیزى را گرفتن، قاچ کردن، تیر زدن، برق وصل کردن، دو شاخه

۲

advertise

آگهى دادن، اعلان کردن، انتشار دادن advertize headline

۳

publicize

تبلیغات کردن، آگهى کردن، باطلاع عمومى رساندن

۴

propagandize

تبلیغات کردن