فرهنگ آریان‌پور

تبرئه‌ کردن

#۵۳٬۶۱۹

معنی‌های انگلیسی
۱

exculpate

تبرئه کردن، مبرا کردن، روسفید کردن، معذور داشتن

۲

exonerate

تبرئه کردن، روسفید کردن، مبرا کردن

۳

acquit

(حقوق) تبرئه کردن، روسفید کردن، برطرف کردن، ادا کردن، از عهده برآمدن، انجام وظیفه کردن، پرداختن و تصفیه کردن (وام و ادعا)، (حقوق) اداى (دین) نمودن، برائت (ذمه) کردن

۴

absolve

بخشیدن (گناه)، آمرزیدن، عفو کردن، کسى را از گناه برى کردن، اعلام بى تقصیرى کردن، برى الذمه کردن، کسى را از انجام تعهدى معاف ساختن، پاک کردن، مبرا کردن