فرهنگ آریانپور
تبدیل کردن
#۵۳٬۵۶۴
commute
تبدیل کردن، مسافرت کردن با بلیط تخفیف دار، هر روزاز حومه به شهر و بالعکس سفر کردن
transmute
تبدیل کردن، تغییر شکل دادن قلب ماهیت کردن، کیمیاگرى کردن، تغییر هیئت دادن
turn
نوبت، چرخش، گردش (به دور محور یامرکزى)، چرخ، گشت ماشین تراش، پیچ خوردگى، قرقره، استعداد، میل، تمایل، تغییر جهت، تاه زدن، برگرداندن، پیچاندن، گشتن، چرخیدن، گرداندن، وارونه کردن، تبدیل کردن، تغییر دادن، دگرگون ساختن
convert
برگرداندن، وارونه کردن، معکوس کردن، به کیش دیگرى آوردن، تازه کیش، تبدیل کردن
transform
تغییر شکل یافتن، تغییر شکل دادن، دگرگون کردن، نسخ کردن، تبدیل کردن
transrorm
ترادیسى، ترادیسیدن، تبدیل کردن