فرهنگ آریان‌پور

ارزیابی

#۵٬۳۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

appraisal

ارزیابى، تعیین قیمت، تقویم، ارزیابى کردن، تعیین قیمت کردن، دید زدن

۲

valuation

ارزیابى، بها، تقویم، ارزشگذارى

۳

evaluation

ارزیابى، سنجش

۴

appraisement

ارزیابى

۵

assess

تشخیص دادن، تعیین کردن، بستن، مالیات بستن بر، خراج گذاردن بر، جریمه کردن، ارزیابى، تقویم کردن

۶

estimate

تخمین، تخمین زدن، براورد کردن، برآورد، دیدزنى، تقویم، ارزیابى، قیمت، شهرت، اعتبار، برآورد کردن

۷

indiction

(بستن) مالیات پانزده ساله املاک، آگهى، اعلام، دوره پانزده ساله، ارزیابى

۸

assessment

تشخیص، تعیین مالیات، وضع مالیات، ارزیابى، تقویم، برآورد، تخمین، اظهار نظر

۹

cost accounting

حسابدارى، ارزیابى

۱۰

measure

اندازه، اندازه گرفتن، سنجدین، پیمانه، مقیاس، واحد، میزان، حد، پایه، درجه، اقدام، (شعر) وزن شعر، بحر، پیمانه کردن، سنجیدن، درآمدن، اندازه نشان دادن، اندازه داشتن

۱۱

conspectus

نمودار، اجمال، زمینه

۱۲

estimation

تخمین، براورد، برآورد