فرهنگ آریان‌پور

تباه‌ کردن

#۵۳٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

destroy

خراب کردن، ویران کردن، نابود ساختن، تباه کردن

۲

eat

(past: ate ; past participle: eaten) ـ خوردن، مصرف کردن، تحلیل رفتن

۳

rape

هتک ناموس کردن، تجاوز به ناموس کردن، به زور بردن یا گرفتن

۴

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن

۵

break

(past: broke ; past participle: broken) ـ شکستن، خرد کردن، نقض کردن، شکاف، وقفه، طلوع، مهلت، شکست، از هم باز کردن، انقصال، شکستگى

۶

spoil

(past: spoiled, spoilt ; past participle: spoiled, spoilt) ـ غنیمت، یغما، تاراج، سود باد آورده، فساد، تباهى، از بین بردن، غارت کردن، ضایع کردن، فاسد کردن، فاسد شدن، پوسیده شدن، لوس کردن، رودادن

۷

wreck

کشتى شکستگى، خرابى، لاشه کشتى و هواپیما و غیره، خراب کردن، خسارت وارد آوردن، خرد و متلاشى شدن

۸

fritter

کلوچه قیمه دار یا میوه دارکه سرخ کنند، خاگینه گوشت دار، پاره، خرده، خرد کردن، قطعه قطعه کردن، تلف کردن، هدر کردن

۹

deflower

ازاله بکارت کردن از، ملوث کردن

۱۰

shipwreck

کشتى شکستگى، غرق کشتى، غرق، کشتى شکسته شدن