فرهنگ آریانپور
تبانی
#۵۳٬۳۴۶
cahoot
همدم، شرکت، تبانى
collusion
ساخت و پاخت، تبانى، سازش، هم نیرنگ، بست و بند
fix
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
plot
رسم کردن، کشیدن، نقشه، طرح، موضوع اصلى، توطئه، دسیسه، قطعه، نقطه، موقعیت، نقشه کشیدن، طرح ریزى کردن، توطئه چیدن
setup
برپا کردن، برپایى، مقدمه چینى
scheme
برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید، نقشه طرح کردن، توطئه چیدن
complicity
(حقوق) همدستى در جرم، شرکت در جرم
connivance
چشم پوشى، اغماض، اجازه ضمنى
conspiracy
توطئه، دسیسه، نقشه خیانت آمیز