فرهنگ آریان‌پور

ارزو

#۵٬۳۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

yearning

آرزو کردن، اشتیاق داشتن، مشتاق بودن

۲

appetence

آرزو، اشتیاق، تمایل

۳

appetency

آرزو، اشتیاق، تمایل

۴

desideration

آرزو، خواسته

۵

will

خواست، اراده، میل، خواهش، آرزو، نیت، قصد، وصیت، وصیت نامه، خواستن، اراده کردن، وصیت کردن، میل کردن، فعل کمکى " خواهم "

۶

wish

خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن، آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه

۷

ideal

کمال مطلوب، هدف زندگى، آرمان، آرزو، ایده آل، دلخواه

۸

desire

میل داشتن، آرزو کردن، میل، آرزو، کام، خواستن، خواسته

۹

wishing

خواستن، میل داشتن، آرزو داشتن، آرزو کردن، آرزو، خواهش، خواسته، مراد، حاجت، کام، خواست، دلخواه wish

۱۰

ambition

بلند همتى، جاه طلبى، آرزو، جاه طلب بودن

۱۱

appetite

میل و رغبت ذاتى، اشتها، آرزو، اشتیاق

۱۲

aspiration

دم زنى، تنفس، استنشاق، آه، آرزو، عروج، تلفظ حرف H از حلق، شهیق

۱۳

desideratum

آرزوى اساسى و ضرورى، چیز مطلوب، خواست

۱۴

yen

واحد پول ژاپن، اصرار، تمایل، رغبت شدید

۱۵

dream

(past: dreamed, dreamt ; past participle: dreamed, dreamt) ـ خواب، خواب دیدن، رویا دیدن

۱۶

expectation

انتظار، چشم داشت، توقع