فرهنگ آریان‌پور

تایید کردن

#۵۳٬۲۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

confirm

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن

۲

uphold

(past: upheld ; past participle: upheld) ـ حمایت کردن از، تقویت کردن، تایید کردن

۳

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۴

emphasize

باقوت تلفظ کردن، تایید کردن (در)، اهمیت دادن، نیرو دادن به

۵

seal

(جانور شناسى) خوک آبى، گوساله ماهى، مهر (mhor)، نشان، تضمین، مهر کردن، صحه گذاشتن، مهر و موم کردن، بستن، درزگیرى کردن، مهر، مهر زدن، محکم چسباندن

۶

check

مقابله، مقابله کردن، بررسى، بررسى کردن، جلوگیرى کردن از، ممانعت کردن، سرزنش کردن، رسیدگى کردن، تطبیق کردن، نشان گذاردن، چک بانک check ـ (48)

۷

second

دوم آن که، ثانیا

۸

affirm

اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن

۹

acclaim

تحسین، ادعا کردن، آفرین گفتن، اعلام کردن، جار کشیدن، ندا دادن، هلهله یا فریاد کردن، کف زدن

۱۰

approve

تصویب کردن، موافقت کردن (با)، آزمایش کردن، پسند کردن، روا داشتن

۱۱

commend

ستودن، ستایش کردن

۱۲

sanction

فرمان، فتواى کلیسایى، سوگند، تصویب، جواز، تائید رسمى، داراى مجوز قانونى دانستن، ضمانت اجرایى معین کردن، ضمانت اجرایى قانون

۱۳

recognize

تشخیص دادن، شناختن، برسمیت شناختن، تصدیق کردن، بازشناختن

۱۴

corroborate

تائید کردن، تقویت کردن، اثبات کردن

۱۵

countenance

سیما، قیافه، رخ، تشویق کردن، پشتیبانى کردن

۱۶

authenticate

اعتبار دادن، سندیت یا رسمیت دادن، تصدیق کردن