فرهنگ آریان‌پور

تاویل کردن

#۵۳٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

gloss

نرمى، صافى، براقى، جلا، جلوه ظاهر، برق انداختن، صیقل دادن، شرح، تفصیل، توضیح، تفسیر، تاویل، سفرنگ، حاشیه، فهرست معانى، تاویل کردن، حاشیه نوشتن بر

۲

explicate

تفسیر کردن، تاویل کردن، توضیح دادن، روشن کردن، ظاهر کردن