فرهنگ آریان‌پور

تاول

#۵۳٬۱۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

blister

تاول، آبله، تاول زدن

۲

bleb

برآمدگى روى پوست انسان یا گیاه، تاول، حباب هوا در آب یا شیشه

۳

gall

زهره، زرد آب، صفرا، تلخى، گستاخى، زخم پوست رفتگى، سائیدگى، تاول، سائیدن، پوست بردن از، لکه، عیب

۴

welt

حاشیه چرمى دور چیزى، مغزى، مغزى گذاشتن، شلاق زدن، لبه، نوار باریک، نوار، ورم، تاول

۵

blain

کورک، دمل، زخم آماسدار، تاول، کورک درآوردن، تاول زدن

۶

scald

با آب گرم سوزاندن، آب جوش ریختن روى، تاول زده کردن، تاول، اثر آب جوش بر روى پوست، سوختگى، آب پز کردن

۷

scorch

به طور سطحى سوختن، تاول زدن، سوزاندن، بو دادن، سوختگى، تاول

۸

vesicle

کیسه کوچک، آبدانک، تاولچه، گودال