فرهنگ آریانپور
تاول
#۵۳٬۱۷۱
blister
تاول، آبله، تاول زدن
bleb
برآمدگى روى پوست انسان یا گیاه، تاول، حباب هوا در آب یا شیشه
gall
زهره، زرد آب، صفرا، تلخى، گستاخى، زخم پوست رفتگى، سائیدگى، تاول، سائیدن، پوست بردن از، لکه، عیب
welt
حاشیه چرمى دور چیزى، مغزى، مغزى گذاشتن، شلاق زدن، لبه، نوار باریک، نوار، ورم، تاول
blain
کورک، دمل، زخم آماسدار، تاول، کورک درآوردن، تاول زدن
scald
با آب گرم سوزاندن، آب جوش ریختن روى، تاول زده کردن، تاول، اثر آب جوش بر روى پوست، سوختگى، آب پز کردن
scorch
به طور سطحى سوختن، تاول زدن، سوزاندن، بو دادن، سوختگى، تاول
vesicle
کیسه کوچک، آبدانک، تاولچه، گودال