فرهنگ آریان‌پور

تامین‌ کردن

#۵۳٬۰۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

supply

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن

۲

provide

تهیه کردن، مقرر داشتن، تدارک دیدن، آماده کردن، تهیه دیدن، وسیله فراهم کردن، میسر ساختن، تامین کردن توشه دادن

۳

purvey

تهیه، تدارک، تهیه آذوقه، تهیه سورسات، تهیه کردن، سورسات تهیه کردن

۴

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۵

provision

تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن

۶

purveyance

(pourveyance =) ـ تهیه خواربار، آذوقه، آذوقه رسانى