فرهنگ آریانپور
تامل
#۵۳٬۰۷۱
hold
(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى
advisement
مشورت، تامل
hesitation
درنگ، تبعید، تامل، دودلى
indecision
بى تصمیمى، دو دلى، بى عزمى، تردید، تامل
reflection
(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک
deliberation
سنجش، بررسى، اندیشه، تامل، فرصت، شور
contemplation
تفکر، تامل، غور، تعمق
thought
(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think
calculation
محاسبه، محاسبات، حساب، برآورد
consideration
ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات