فرهنگ آریان‌پور

تامل

#۵۳٬۰۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى

۲

advisement

مشورت، تامل

۳

hesitation

درنگ، تبعید، تامل، دودلى

۴

indecision

بى تصمیمى، دو دلى، بى عزمى، تردید، تامل

۵

reflection

(reflexion =) ـ بازتاب، انعکس، تامل، انعکاس، باز تاب، اندیشه، تفکر، پژواک

۶

deliberation

سنجش، بررسى، اندیشه، تامل، فرصت، شور

۷

contemplation

تفکر، تامل، غور، تعمق

۸

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think

۹

calculation

محاسبه، محاسبات، حساب، برآورد

۱۰

consideration

ملاحظه، رسیدگى، توجه، مراعات