فرهنگ آریانپور
تالیف کردن
#۵۳٬۰۴۲
write
(past: wrote ; past participle: written) ـ نوشتن، تالیف کردن، انشا کردن، تحریر کردن
compile
همگرادنى کردن، گرد آوردن، تالیف کردن
author
منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن