فرهنگ آریان‌پور

تالیف‌ کردن

#۵۳٬۰۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

write

(past: wrote ; past participle: written) ـ نوشتن، تالیف کردن، انشا کردن، تحریر کردن

۲

compile

همگرادنى کردن، گرد آوردن، تالیف کردن

۳

author

منصف، مولف، نویسنده، موسس، بانى، باعث، خالق، نیا نویسندگى کردن، تالیف و تصنیف کردن، باعث شدن