فرهنگ آریان‌پور

تاکید کردن

#۵۲٬۹۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

accent

تکیه ى صدا، علامت تکیه ى صدا (بدین شکل ')، لهجه، طرز قرائت، تلفظ، قوت، تاکید، تشدید، (در شعر) مد (madd)، صدا یا آهنگ اکسان (فرانسه) ـ با تکیه تلفظ کردن، تکیه دادن، تاکید کردن، اهمیت دادن

۲

stress

فشار، تقلا، قوت، اهمیت، تاکید، مضیقه، سختى، پریشان کردن، مالیات زیاد بستن، تاکید کردن

۳

enforce

اجرا کردن، (با زور) از پیش بردن، وادار کردن، مجبور کردن، تاکید کردن

۴

punctuate

نقطه گذارى کردن، نشان گذارى کردن، نقطه دار، تاکید کردن

۵

underline

زیر چیزى خط کشیدن، تاکید کردن، خط زیرین

۶

accentuate

با تکیه تلفظ کردن، تکیه دادن، تاکید کردن، اهمیت دادن، برجسته نمودن

۷

play up

اطمینان دادن به، تاکید کردن

۸

aver

از روى یقین گفتن، به طور قطع اظهار داشتن، اثبات کردن، تصدیق کردن، بحق دانستن

۹

urge

اصرار کردن، با اصرار وادار کردن، انگیختن، تسریع شدن، ابرام کردن، انگیزش

۱۰

allege

اقامه کردن، دلیل آوردن، ارائه دادن

۱۱

affirm

اظهار کردن، به طور قطع گفتن، تصدیق کردن، اثبات کردن، تصریح کردن، شهادت دادن

۱۲

assert

دفاع کردن از، حمایت کردن، آزاد کردن، اظهار قطعى کردن، ادعا کردن، اثبات کردن

۱۳

assure

اطمینان دادن، بیمه کردن، مجاب کردن

۱۴

avouch

آشکارا گفتن، اقرار کردن، اطمینان دادن، تضمین کردن، مستقر ساختن، مقرر داشتن، تصدیق و تائید کردن، تثبیت کردن

۱۵

declare

اظهار داشتن، گفتن، اعلام کردن، اعلان کردن، اظهار کردن، شناساندن

۱۶

emphasize

باقوت تلفظ کردن، تایید کردن (در)، اهمیت دادن، نیرو دادن به