فرهنگ آریان‌پور

تاق‌ کفش

#۵۲٬۹۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

companion

همراه همدم، هم نشین، پهلو نشین، (مجازى) معاشرت کردن، همراهى کردن