فرهنگ آریان‌پور

تاشو

#۵۲٬۸۹۶

معنی‌های انگلیسی
۱

foldaway

تاشو، کوچک شونده

۲

limber

خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن

۳

lissom

(lissome =) ـ نرم، چابک، تاشو، چالاک، بنرمى

۴

pliant

نرم، خم شو، راضى شو، زود راضى شو، دمدمى مزاج، تاشو

۵

lissome

(lissom =) ـ نرم، چابک، تاشو، چالاک، بنرمى

۶

slipper

لغزنده، تاشو، لیز، کفش راحتى

۷

flexible

خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر

۸

lithesome

(lissome =) ـ (lissom =) ـ نرم، چابک، تاشو، چالاک، بنرمى

۹

folding

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن fold

۱۰

jointed

محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک joint