فرهنگ آریانپور
تاشو
#۵۲٬۸۹۶
foldaway
تاشو، کوچک شونده
limber
خمیده، سر به زیر، مطیع، تاشو، خم شو، نرم، خم کردن، تا کردن، خمیده کردن، تمرین نرمش کردن
lissom
(lissome =) ـ نرم، چابک، تاشو، چالاک، بنرمى
pliant
نرم، خم شو، راضى شو، زود راضى شو، دمدمى مزاج، تاشو
lissome
(lissom =) ـ نرم، چابک، تاشو، چالاک، بنرمى
slipper
لغزنده، تاشو، لیز، کفش راحتى
flexible
خم شو، تاشو، نرم، قابل انعطاف، قابل تغییر
lithesome
(lissome =) ـ (lissom =) ـ نرم، چابک، تاشو، چالاک، بنرمى
folding
تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن fold
jointed
محل اتصال، مفصل، لولا، مشترک، توام، درزه، بند گاه، بند، پیوندگاه، زانویى، جاى کشیدن تریاک با استعمال نوشابه، شرکتى، مشاع، شریک، متصل، کردن، خرد کردن، بند بند کردن، مساعى مشترک joint