فرهنگ آریانپور
تاسیس کردن
#۵۲٬۸۸۳
establish
تاسیس کردن، دایر کردن، بنا نهادن، برپا کردن، ساختن، برقرار کردن، تصدیق کردن، تصفیه کردن، کسى را به مقامى گماردن، شهرت یا مقامى کسب کردن
constitute
تشکیل دادن، تاسیس کردن، ترکیب کردن
found
(past: found ; past participle: found) ـ پیدا کردن، یافتن، جستن، تشخیص دادن، کشف کردن، چیز یافته، مکشوف، یابش find
father
پدر، والد، موسس، موجد، به وجود آوردن، پدرى کردن