فرهنگ آریانپور
تاسف خوردن
#۵۲٬۸۶۹
feel
(past: felt ; past participle: felt) ـ احساس کردن، لمس کردن، محسوس شدن
mourn
سوگوارى کردن، ماتم گرفتن، گریه کردن
bemoan
سوگوارى کردن (براى)، گریه کردن (براى)، افسوس خوردن (براى)
regret
پشیمانى، افسوس، تاسف، افسوس خوردن، حسرت بردن، نادم شدن، تاثر