فرهنگ آریانپور
تاس
#۵۲٬۸۴۵
Pan
ماهى تابه، روغن داغ کن، تغار، کفه ترازو، کفه، جمجمه، گودال آب، (افسانه یونان) خداى مزرعه و جنگل و جانوران و شبانان، استخراج کردن، سرخ کردن، به باد انتقاد گرفتن، به هم پیوستن، متصل کردن، به هم جور کردن، قاب پیشوندى است به معنى " همه " و " سرتاسر "
dice
طاس تخته نرد، بریدن به قطعات کوچک، نرد بازى کردن، طاس، تاس
bald
طاس، بى مو، کل، برهنه، (مجازى) بى لطف، ساده، بى ملاحت، عریان، کچل، طاس شدن
bowl
کاسه، جام، قدح، با توپ بازى کردن، مسابقه و جشن بازى بولینگ، (نفت) کاسه رهنما (دستگاه ابزارگیرى) ـ
cube
مکعب، هر چیزى به شکل مکعب، به شکل مکعب درآوردن، به قوه سه رسیدن، توان سوم