فرهنگ آریان‌پور

تازیانه زدن

#۵۲٬۸۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

flog

شلاق زدن، تازیانه زدن، تنبیه کردن، انتقاد سخت کردن

۲

lick

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن

۳

whip

تازیانه، شلاق، حرکت تند و سریع و با ضربت، شلاق زدن، تازیانه زدن

۴

knout

شلاق، تازیانه زدن

۵

stripe

مارک، علامت، درجه نظامى، پاگون، خط راه راه، یراق، پارچه راه راه، راه راه کردن، تازیانه زدن

۶

lambast

(lambaste =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن

۷

rawhide

خامسوز، پوست خام، پوست دباغى نشده، تازیانه، تازیانه زدن

۸

scourge

تازیانه، شلاق، بلا، وسیله تنبیه، غضب خداوند، گوشمالى، تازیانه زدن، تنبیه کردن

۹

lambaste

(lambast =) ـ تازیانه، شلاق، تازیانه زدن، زخم زبان زدن

۱۰

flagellate

تاژک دار، شلاق زدن، تازیانه زدن، تاژک دار شدن

۱۱

lash

شلاق، تسمه، تازیانه، ضربه، مژگان، شلاق خوردن

۱۲

horsewhip

شلاق، قمچى، شلاق زدن، تنبیه کردن