فرهنگ آریانپور
تازه وارد
#۵۲٬۷۹۸
newcomer
تازه وارد، نو آیند
immigrant
مهاجر، تازه وارد، غریب، کوچ نشین، آواره
tenderfoot
پیش آهنگ تازه کار، (مغرب آمریکایى) آدم تازه وارد، تازه کار
hot
گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن hot latecomer
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین
arrival
ورود، دخول