فرهنگ آریان‌پور

تازه‌ کار

#۵۲٬۷۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

rookie

تازه کار

۲

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین fresh green tumb

۳

beginner

مبتدى، تازه کار

۴

greenhorn

نوچه، آدم تازه کار، مبتدى، آدم خام یا ناشى

۵

tenderfoot

پیش آهنگ تازه کار، (مغرب آمریکایى) آدم تازه وارد، تازه کار

۶

raw

نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن

۷

junior

اصغر، موخر، کم، زودتر، تازه تر، دانشجوى سال سوم دانشکده یا دبیرستان

۸

amateur

دوستدار هنر، آماتور، غیرحرفه اى، دوستار

۹

neophyte

جدید الایمان، کارآموز، مبتدى، نوچه

۱۰

fledgling

جوجه تازه پر وبال درآورده، نوچه

۱۱

apprentice

شاگرد، شاگردى کردن، کارآموز