فرهنگ آریانپور
تازه کار
#۵۲٬۷۶۶
rookie
تازه کار
fresh
تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین fresh green tumb
beginner
مبتدى، تازه کار
greenhorn
نوچه، آدم تازه کار، مبتدى، آدم خام یا ناشى
tenderfoot
پیش آهنگ تازه کار، (مغرب آمریکایى) آدم تازه وارد، تازه کار
raw
نارس، کال، خام، نپخته، بى تجربه، جریحه دار، سرد، جریحه دار کردن
junior
اصغر، موخر، کم، زودتر، تازه تر، دانشجوى سال سوم دانشکده یا دبیرستان
amateur
دوستدار هنر، آماتور، غیرحرفه اى، دوستار
neophyte
جدید الایمان، کارآموز، مبتدى، نوچه
fledgling
جوجه تازه پر وبال درآورده، نوچه
apprentice
شاگرد، شاگردى کردن، کارآموز