فرهنگ آریان‌پور

تازه کار

#۵۲٬۷۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

novice

تازه کار، نو آموز، مبتدى، جدیدالایمان، آدم ناشى، نوچه

۲

rookie

تازه کار

۳

ham

گوشت ران، ران خوک نمک زده، (در جمع) ران و کفل، مقلد بى ذوق و بى مزه، (مجازى) تازه کار، به طور اغراق آمیزى عمل کردن، ژامبون

۴

colt

کره اسب، شخص ناآزموده، تازه کار، نوعى طپانچه

۵

tiro

(tyro =) ـ (معنى مجازى) نوچه، نوآموز، تازه کار، مبتدى، کارآموز

۶

tyro

(tiro =) ـ (معنى مجازى) نوچه، نوآموز، تازه کار، مبتدى، کارآموز، نوچه

۷

jackleg

خام دست، تازه کار، ناشى، نادرست، موقتى، دم دست

۸

beginner

مبتدى، تازه کار

۹

debutant

نوازنده یا ناطقى که براى نخستین بار در جلو عموم ظاهر مى شود، دخترى که براى اولین مرتبه در جامعه وارد مى شود، تازه کار، خام دست

۱۰

noviciate

(novitiate =) ـ مرحله تازه کارى، کار آموزى، تازه کار

۱۱

novitiate

(noviciate =) ـ مرحله تازه کارى، کار آموزى، تازه کار

۱۲

freshwater

وابسته به آب شیرین، (مجازى) تازه کار

۱۳

tenderfoot

پیش آهنگ تازه کار، (مغرب آمریکایى) آدم تازه وارد، تازه کار