فرهنگ آریان‌پور

تازه‌ اندیشی‌ کردن

#۵۲٬۷۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

innovate

نو آورى کردن، آئین تازه اى ابتکار کردن، تغییرات و اصلاحاتى دادن در، چیز تازه آوردن، بدعت گذاردن