فرهنگ آریان‌پور

تازه - نیروی -

#۵۲٬۷۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

freshly

بتازگى، تازه، با نیروى تازه، از روى خامى، از نو

۲

recuperation

بهبودى، رمق تازه، نیروى تازه