فرهنگ آریان‌پور

تازه - تر -

#۵۲٬۷۰۱

معنی‌های انگلیسی
۱

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۲

pristine

پیشین، اولى، طبیعى و دست نخورده، تر و تازه

۳

span new

خیلى تازه، کاملاً تازه، تر و تازه

۴

brand new

نو، کاملاً نو، تر و تازه، نونو، بکلى نو یا تازه