فرهنگ آریان‌پور

تازه

#۵۲٬۷۰۰

معنی‌های انگلیسی
۱

recent

تازه، جدید، اخیر، متاخر، جدیدالتاسیس

۲

dewy

شبنم دار، ژاله دار، تر، ترکرده، مرطوب، تازه

۳

late

دیر، دیر آینده، اخیر، تازه، گذشته، کند، تا دیر وقت، اخیراً، تا دیر گاه، زیاد، مرحوم

۴

fresh

تر و تازه، تازه، خرم، زنده، با نشاط، با روح، خنک، سرد، تازه نفس، تازه کار ناآزموده، پر رو، جسور، به تارزگى، خنک ساختن، تازه کردن، خنک شدن، آماده، سرخوش، (در مورد آب) شیرین

۵

green

سبز، خرم، تازه، ترو تازه، نارس، بى تجربه، رنگ سبز، (در جمع) سبزیجات، سبز شدن، سبز کردن، سبزه، چمن، معتدل

۶

scion

(cion =) ـ قلمه، نهال، ترکه، نو، تازه، نورسته، فرزند

۷

breezy

نسیم دار، خوش هوا، خنک، تازه، ملایم، شادى بخش

۸

freshly

بتازگى، تازه، با نیروى تازه، از روى خامى، از نو

۹

renewed

مجدد، تجدید شده، تازه (شده)، نوشده

۱۰

neoteric

نوزاده، تازه بدنیا آمده، جدید، تازه، نویسنده تازه

۱۱

newfashioned

امروزى، مطابق مد روز، تازه

۱۲

red hot

تفته، تاب آمده، عصبانى، تازه

۱۳

new

بتازگى، اخیراً

۱۴

release

رها کردن، رهتیى، ترخیص، پخش، آزاد کردن، مرخص کردن، منتشر ساختن، رهایى، آزادى، استخلاص، بخشش