فرهنگ آریان‌پور

تازدن

#۵۲٬۶۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

replicate

تکرار کردن، برگرداندن، تازدن، جور ساختن

۲

fold

تا، تا کردن، چین، آغل گوسفند، دسته یا گله گوسفند، حصار، چندان، چند لا، بشکست خود اعتراف کردن، به کسب یا شغل پایان دادن، در آغل کردن، جا کردن، تاه کردن، تاه زدن، پیچیدن، تاه خوردن، به هم آمیختن